
آنهایی که دیروز تمام هم و غم شان این بود که بتوانند از تريبون مجلس با هجمه عليه نظام و باورهاي اصولي و همچنین حمله به ساحت ارکان اصولي حکومت با ایجاد تنش های حزبی وسیاسی آنهم در نطقهای پیش ازدستور فضای سیاسی جامعه را تحت تاثیر قرار دهند.
امروز خیال میکنند که برایشان مجاز است تا به هر طریقی وزن خود را افزایش دهند.سرسپرده گی همه جوره اش را دیده بویم الا گدایی که ازصدقه سری دارو دسته خاتمی دیدیم.
کسانی که قرار بود نماینده ملت باشند اما برعکس نماینده غرب شده و یا اینکه در راستای اهداف حزبی تلاش می کردند, که یکی از اهدافشان در دوران زمامداری 8 ساله اصلاح طلبان تلاش برای تغییر چهره حکومت اسلامی به مدلی مطلوب یعنی سرسپردگی به امریکا و صهیونیسم ، اهانتها و هتک حرمتها به امام حسین (ع(روا داشته و در تمسخر باورهاي اسلامي از هم پیشی می گرفتند تا از این طریق بتوانند گام اول در دل عوامل دست نشانده ، اپوزیسیون ها باز کنند و با برنامه ریزی آنهم در سطح کلان دست به استحاله و براندازی قانون بزنند ،توهین آنروز اصلاح طلبان حاکم به عاشورا در یک پروسه 10 ساله تبدیل شد به حرمت شکنی عاشورای 88 فتنه جویان.
حال امروز با رو شدن دستهای پنهان باصطلاح رجال سیاسی آن دوران که ذاتا طرفدار سازش با آمریكا و آلوده به لابی های صهیونیستی بودند ،دریوزگی را به آنجا رساندند که با وارثان ابی سفیان ، ابی لهب و رهروان یزید ،همین ال سعودی که ظلم ها و خیانت های صورت گرفته ای هچون ،شکسته شدن حرمت بیت الله الحرام با کشتن زائران حجاج مظلوم ایران در مراسم برائت از مشرکین بوده ، دست بیعت داده وپرده از چهره کریه شان که هیچ فرقی بین گدایی رجوی ، گروهک منافقین از صدام ندارد ,برداشتند.
آنها ندانستند که توسل به اجنبی در نگاه مردم ما آنقدر کثیف است که برای زمین خوردن یک گروه سیاسی کافی است که ثابت شود این گروه همپیمان اجنبی شده است.
حجم: 3 مگابایت

آقای نوری زاد راستش
را بخواهید با این شگردها نمیتوانید جایی در دل اپوزیسون ها باز کنید
آنها شما را اصلا بحساب نمی آورند .چرا باید شما را به حساب بیاورند؟ کسی
که بیش از ده سال به قول آنها ،جیره خوار نظام بود و چه خدماتی آنهم در شکل
و شمایلی به جد افراطی به این مملکت داشته ،از سرکوب نهضت آزادی تا حبس
افکاری که در آن زمان جرات نقد و انتقاد را در قلمهایتان از آنان گرفته
بودید.
درآن زمان شما به
اصطلاح برای دست و پا کردن وجهه ای ولایی می بایست مانند یک بازیگر آنهم
در قد و قواره یک ارزشی دو آتیشه گرچه هیچ وقت نتوانستید مانع بروز
افکارتان ، طبع شهوت شهرت را در پس این نقش مهم ، بشوید و بعضی ها من جمله
شهید آقا سید مرتضی دستتان را خواندند.
که عقدّه ای بزرگ و تنفری نسبت به ایشان پیدا کردید آنقدر که باعث خفه شدنتان شد که حتی اسمی از آن نمی برید.
خلاصه اینکه آقای
نوری زاد با این نقشی که الان در پیش گرفته اید و در مرحله تستش بسر می
برید و همه آن اپوزیسون هایی که سرشان در آخور بنیادهای امریکایی و
اسرائیلی است که شاید به شماهم نقشی برای بازی برای حتی وارد کردن خدشه
ای به وجهه رهبری بدهند، باید گفت بیش از این آب در هاون نکوبید.
راستش اکثر آنها فکر
می کنند که شاید نفوذی نظام باشید و با این روشها قصد نفوذ به گروهک ها را
دارید .گرچه از کسانی مثل شما که در دفاع از یک عقیده خاص مثلا دفاع از
ولایت فقیه چه حرفهایی که ننوشته اند و چه خطابه هایی که نخواندند .دچار
چنین شبهه ای خواه ناخواه خواهند شد .
و از طرفی دیگر
برای رسیدن به اپوزیسیون که حتی آنها به ریش شما میخندند که ما بعد از سی
و چند سال آب در آسیاب دشمن ریختن و افتخاراتی که برای براندازی نظام
جمهوری اسلامی ایران کسب کرده ایم وبه این جایگاهی که دستگاه جاسوسی انگلیس
شخصا با اسکورت ویژه ما را به ضیافت شام شاه سعودی آنهم برای ریختن نقشه
های فتنه انگیزدر منطقه ،می برد؛ همین طوری با نوشتن چند هرز نامه ها
بوجود نیامد.
و شما اول باید به
اندازه همان ده سالی که قربان صدقه نظام می رفتی جبران مافات داشته باشی و
بعد از آن تازه شروع کنی به دشمنی علنی و عملی آنهم درحد خرابکاری و ترور
تا آنجایی پیش بروی که برای قشون کشی به این مملکت دست به دامان ارتش
امریکا و اسرائیل و انگلیس وفرانسه برای جنگ بشوی
همان جنگی که هنوز
آثارش در تپّهی رملیِ قتلگاه فکه باقی مانده که پاهای قطعه قطعه شده بچه
هایی که با مجاورت با تله ها ی انفجاری در میدان مینی که اهدایی کشورهای
حامی به اصطلاح آزادی و حقوق بشر بوده ، باقی مانده است .
در این صورت آنوقت
اگر خودی ها تو را دشمن نامیدند شاید در حد پادویی آنهم در یکی از صد هزار
رسانه ای که در اختیارشان است فقط در حد پیام بازرگانی که بیایی و چند
دقیقه فحش به مردم ایران و نظام بدهی ، شاید شما را بپذیرند.
آقای نوری زاد بگذار
خیالتان را راحت کنم اینجا کسی شما رو نمی شناسد .واقعیت را که نمی توان
کتمان کرد. هم شما می دانید و هم ما، اگر بروید و در وسط شهری داد بزنید
آیا کسی نوری زاد را می شناسد ؟ ملت یا به شما میخندند که نکند دیوانه شده
اید که واقعا شده اید و در دیوانه بودنتان شکی نیست ، یا اینکه بی تفاوت
ازکنارتان رد می شوند ویا اینکه یک صدا می گویند نه .
راستش ملت ایران شما را درحد دشمن هم نمی داند ؛ همان انگشت شماری که می شناسند، شما را دستمال مصرف شده ای می دانند که روزگاری
برای اینکه خود تان را مبدل آقا سید مرتضی جا بزنید دست به شارلاتان بازی
آنهم در حد تولیدات ناقصالخلقه و غیرقابل پخش زدید.
ای کاش ذره ای به این جملات ابراهیم حاتمی کیا می اندیشیدید که:
" برای من ایران و
ایرانی نامی نیست که صرفا در شناسنامهام ثبت شده باشد. هشت سال از عمر
جوانیام را به بهای جانم هزینه دادم و به عنوان یک سرباز بر خودم حقی
قائلم که از آن دفاع کنم. حتی اگر همه دوستدارانم از من برنجند. وارونگی
همین بس که متهم به حسادت شدم. من تاجر نیستم که به ضرر و زیان جیب و آبرویم فکر کنم.
بی پرده بگویم که این خرس و پلنگ و شیر و حتی سیمرغ استعداد گوساله سامری
شدن را دارد و کجاست آن مفسر شجاع همچون مرتضی آوینی که با بیانی حکیمانه
این وارونگیهای معنا را توضیح دهد."
و ای کاش غیرت را از زنان مرد صفت می آموختید و آبروی مثلا هنریتان را به ثمن بخس نمی فروختید.
آقای نوری زاد,
شاید شنیده باشی «هنگامه قاضیانی» پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین
بازیگر نقش اول زن سیامین جشنواره بینالمللی فیلم فجر چه گفت؛ "زندگی کردن به گدایی در این جهان به از بی احترامی به ارواح بزرگانی است که معلممان هستند"
آقای نوری زاد, غیرت این زن ایرانی به هزاران مرد مثل شما و اصغرها و زنهایی مثل گلشیفته که تاجر آبرویشان شدند ,می ارزد.
آقای نوری زاد از
خدا که پنهان نیست ،از شما چه پنهان شما به یک مرض سیری ناپذیری دچار شده
اید که حتی آن چندتایی که برای دست بوسیشان آنچنان خم شدید که فکر کردند
برای پاک کردن گرد کفششان به زمین افتادید و به شما برچسب سوخته زدند ، میخواهید بر سرزبان ها باشید مرضی که به جانتان افتاده و تا شما را نکشد رهایتان نمی کند
نقد نامه بیست و یکم نوری زاد به رهبر معظم انقلاب

آنقدر که نامه شما مرا خنداند ، خنده بازار مرا نخواندند. کوتاه اشاره ای میکنم به مهمل بافی شما ، آخرهمان کسانی که ازآنها خط میگیرد
آنهایی که دشمنیشان برای نظام و اسلام ثابت شده ،آن را باور ندارند و حتی این فلسفه بافی شمارا یک خیال موهوم و توهمی خارج ازعرف می دانند.
فکر می کنم جناب نوری زاد چیز خور شده باشد .لابد چیز خور شده چرا که اینگونه توهمات ناشی از عقل سالم نیست. یا اینکه خودش را چیز خوردکرده تا شاید بتواند برای پس گرفتن اموال مسروقه از دولت آنهم با هنری که فقط ازامثالهم بر می آید ،دست و پایی بزند.
اینبار با عینک شما موارد خواستنی خاتمی را بر می شمریم تا بر همگان روشن شود اینکه جناب نوری زاد با صدای گرفته در عین هنرمندی مظلوم که تمام داراییش هویت فرهنگی اش بود و سالیان سال آنقدر از پس هر امامی که می نوشت ، و هر سربازی که علم می کرد سرش را درآخور بیت المال کرد تا جای که از بس خورد دیگر نتوانست سرش را از آخور بیرون بیاورد ،که اینجا بود عده ای برای نجات جانش که مبادا خفه شود و بمیرد سرش را بیرون کشیدند
اما نه تنها نوری زاد ازاین کارشان قدردانی نکرد بلکه دست به هتاکی و فحاشی زد ، خاتمی را که به مرگ سیاسی رسید، در پس الفاظی که آدم را به خنده وا می دارد ،شعارمیدهد.
همه آنهایی که مخالف نظام جمهوری اسلامی ایران و ولایت فقیه هستند بی کم و کاست طرفدار خاتمی هستند حالا بخواهد چپی باشد یا انحرافی !بخواهد ضد انقلاب باشد یا گروهک .بخواهد اپوزیسیون تشکیل بدهد و برای خاتمی شرط بگذارد که حکومت منهای دینی را مصوب کند یا انجمن سبز برگزار کند و برای خرابکاری و آشوب و حمله به نوامیس مردم و آتش زدن ساختمانها با شعار جمهوری ایرانی ، طرح و نقشه بریزد.
آن وقتی که روی ميز دولت آمريکا، انگليس و رژيم صهيونيستي طرح براندازی نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت. پروژه براندازي نرم که مديريتش در خارج از مرزها بود ،با دستان خاتمی بطور جديتر دنبال می شد.
بنيادها و مراکز آمريکايي از نيمه دوم دهه 90 به طور قاطع به موضوع برنامه ايران پرداختند و این دقيقا همان سالهايي بود که دوم خرداديها قدرت را در کشور با روی آمدن خاتمی به دست گرفتند.
یکی از اعضای جمهوريخواه مجلس آمريكا در جمع مراسم راهپيمايي منافقين در 31 خرداد 1378 اعلام كرده بود: «تنها راه حل باقيمانده براي تغيير در ايران، تغيير حكومت مذهبي است. شما هدفي درست، يعني سرنگوني حكومت اسلامي را دنبال ميكنيد.و ديگری در همین مراسم خاطرنشان كرد:
زمان آن فرا رسيده كه وزارت خارجه آمريكا با حمايت مستقيم از نهضت ملي ايران، سرنگوني حكومت اسلامي را پيگيري كند. و کسانی که اطراف خاتمی بودند اعضای حقله آئین و کیان در مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری تا در مواقعی به صراحت پروژههای طراحان جنگ نرم صهیونیستها را به اجرا در آوردند.
حال خاتمی با این اعوان و انصار نه تنها درداخل کشور بلکه با هزینه های هنگفتی که شما نوری زاد با این اشتهای رانت خواری که دارید بهت زده ماندید ،چرا که آن روزها هر چه توپ و تشر داشتید را نثارشان میکردید و بقولی از قافله عقب ماندید و حال دارید دست به جبرانش می زنید ،که باید گفت دیگر این حنایتان پیش آنها هم رنگی ندارد ، در بین مستکبرین و مستبدین عالم و آنهایی که از آنها حمایت می کنند خواستنی تر است.
آنهایی که خوی حیوانیشان را به تمام کشورها گسیل داشته و ساعتی نیست کودکان و زنان بیگناه را به خاک و خون نکشند.
نمونه اش در همین همسایگی خودمان افغانستان و پاکستان یا درعراق ! فلسطین و غزه که جزء دستور کاری شما نیست.البته خیانت به مملکت برای امثال خاتمی مثل آب خوردن است و هر کسی هم از این قماش باشد باید هم ازخاتمی دفاع کند و نباید هم شک کرد یا شاکی شد .
آنهایی که امام را خواستند به موزه ببرند و فتنه پیامبرهای دروغین را باب کنند و پیراهن منتظری را به بهانه خونخواهی علم وهنوز پرونده فساد مالیشان به دست قوه قضا نرسیده فرار را بر قرار ترجیح دهند .
یا آنهایی که فسادفکریشان آنقدر برای بهائیت و ضد انقلاب خوش آیند بود که حتی پیامبر خود را دروغگو خواندند و قرآن را از جانب خدا منکر و آن را توهمات پیامبر دانستند.
طرفداران خاتمی همه آنهایی هستند که به سر بریده امام حسین (ع) هم رحم نکردند و با کف و سوت و سنگ به استقبالش رفتند.و شعار درود بر خاتمی را در به آتش کشیدن مساجد سر دادند.
اوج خيانت اين جماعت طرفدار خاتمی در حوادث روز عاشوراي ۸۸ دیده شد كه با مساعدت گروهكهاي منافقين، تندر، بهائيت و... عملي شد و چه قشونی براه انداخته و برای آتش کشیدن خیمه های عزا از یکدیگر سبقت میگرفتند.
آنهم با سر دادن شعار نفي حجاب در اغتشاشات، حذف اسلام، حمايت از آمريكا و رژيم صهيونيستي در ازاي شعار نه غزه، نه لبنان، و ضديت علني با اصل ولايت فقيه و آتش زدن تصوير حضرت امام(ره) توسط اوباش سياسي و خياباني، که امثال خاتمي صم بكم نشسته بودند با لبخند همه آنها را هدایت میکردند .
اگرهیچ کشوری خاتمی را به خود راه ندهد مگر نه اینکه خائنین همچون بنی صدریون به نظام جمهوری اسلامی روزی از این مملکت فرار خواهند کرد،شاید دانمارک پذیرای او باشد چرا که ملاقاتش با راسموسن نخست وزير سابق و هتاك دانمارك كه از كاريكاتورهاي اهانتآميز عليه پيامبر اعظم(ص) دفاع كرد را در پرونده دارد .
چهره برتری که شما از آن دم میزنید تداركات و زمينه چيني آشوب و اردوكشي خياباني طبق نقشه سرويسهاي جاسوسي موساد و سيا و ام آي ۶ ریخته بود و کسی که طبق نقشه خبيثترين و جنايتكارترين مستكبران جهان عمل كرد باید گفت هیچ فرقی بین اصلاحاتش با اصلاحات رضاخاني و محمدرضايي نبوده و نیست .
یا شما نمیدانید که بعید میدانم یا نمی خواهید بدانید و سرتان را اینبار در آخور ضد انقلاب چنان چپانده اید تا شاید از آن هزینه هنگفتی که برای براندازی انقلاب اسلامی در اختیار عوامل داخلی گذاشته اند نصیبتان شود که خلف صالح خمینی(ره) که چون امام دشمن ستیزی و استکبار ستیزیش تا قلب اروپا و امریکا پیش رفته تا جاییکه سردمداران جنایتکار را به عجز و التماس کشانده و دست به دامان کشورهای محقر و دست نشانده ای همچون ترکیه برای مذاکره کرده است !از کشورهای عربی در این بیداری اسلامی که آنهم از خطابه های حضرت آقا خط و نشان میگیرند و برسرنگونی دیکتاتورها با شعار الله اکبر می تازند می گذریم .
فقط به این نکته بسنده میکنم در محبوبیت رهبری همان بس که سردبیر مجله معروف نیوزویک و از مشاوران ارشد دولت آمريكا كه دشمني خاصي با جمهوري اسلامي دارد، بيان كرده که آيتالله خامنهاي محبوبترين سياستمدار در ميان ملت ايران است
مردمی که فارغ از جناحبندیهای سیاسی و قومیتی، تنها یک نفر را به عنوان "فصلالخطاب" قبول دارند و ملاکشان برای انتخاب سایر مسئولان هم میزان نزدیکی فرد موردنظر به این حبلالمتین است.
و درآخر جناب نوری زاد این را بداند خاتمی و همپیمانان و همفکران اومثل ویروس ضعیف شده ای بودند که جمهوری اسلامی را در مقابل تمامی نقشه های شوم دشمنان اسلام ونظام واکسینه کردند.

عکسی که میبینید برنده جایزه پولیتزره 1994 شد. عکس بچه قحطی زده سودانی رو
نشون میده که داره برای دریافت غذا به طرف کمپ سازمان ملل سینه خیز میره و
کرکس منتظره که اون بچه بمیره تا بتونه اونو بخوره . این عکس همه دنیا رو
متحیر کرد. هیچکس نفهمید که برای اون بچه چه اتفاقی افتاد.
عکاس آقای کوین کارتر که بلافاصله بعد از گرفتن عکس اونجا رو ترک کرد سه ماه بعد به علت افسردگی زیاد خودکشی کرد!!!!!!!!!!
از نظر اسلام و اولیاء الهى یک انسان واقعى کسى است که نسبت به همه انسانها، بلکه نسبت به همه موجودات عالم خیرخواه و با محبت باشد و اگر توان داشته باشد به آنان خدمت کند.
از همین اول حرف آخرمان را بزنیم چرا که نرود میخ آهنی در سنگ.
آقای نوری زاد ! همانطور
که میدانید در آستانه سالگرد شکوهمند سی و سومین پیروزی انقلاب اسلامی
هستیم به کوری چشم تمامی دشمنان داخلی و خارجی ، سی و سه سال این انقلاب به
زعم همه آنهاییکه فکرنمی کردند این انقلاب به پیروزی برسد و اگر هم به
پیروزی برسد ، هنوز عرقش خشک نشده نمی تواند از پس برنامه های مدیریتی بر
بیاید وجوانه نزده از بین خواهد رفت ! گرچه دراین سی و سه سال چه جفاهایی
در حق این انقلاب از ترورها ناجوانمردانه گرفته تا فتنه های کثیف رنگی صورت
نگرفت .وهم بگذریم از اینکه چه قدر امثالهم برای ضربه زدن به فرهنگ اسلامی
این مملکت دست به چه کارهایی زدید، تا جایکه رستم را به جای علی (ع) به
مردم غالب کردید.

گرچه این نامه ای که شما نوشته اید سندی دال برباطل بودن تمامی حرفهای شما و حقانیت رهبری که بیست وسه سال سکان این انقلاب را بدست گرفته است،دارد. واینکه تمامی خزعبلاتی که در آن قید فرمودید یحتمل از آن ضربه ای است که در فیلم ابازرتان (ابوذر) بازی کردید .زندانی که قرار بود شما را وادار به خودسازی کند نه خودسوزی!
با چند سوال شما را به کرام الکاتبین می سپاریم . آینکه تمامی جوشی که در این چندین ده نامه زدید و حرصی که در پس الفاظ های نفاق گونه خوردید از دست همه آن فرزندان انقلابی که شیطان بزرگ و سگ دست آموزش رژیم غاصب اسرائیل و تمامی نوچه های داخلی و خارجی که نمی خواهند سربه تننشان باشد ، فقط به 5 رایانه ای ختم شد که سر جمع قیمتشان به اندازه همان آثار به ظاهر فاخر که تحویل ملت دادید، نمی رسید! ویا فراتر از رایانه هایی که اینجا به اسم کامپیوتر خواندید ، ابزار آلات جاسوسی با هر چه اجنبی و اجنبی صفت که قصد نابودی مملکت را دارند.
این حقیقت را بدانید کسی که بر مواضع غلط خود لجاجت می ورزد ،دشمن است .کار دشمن هم مشخص است عناد ورزی همراه با غرض و مرضی که الحمدالله آنهم شمایی که قبل ترها با ژست انقلابی و هنری و خلاصه آدمی که اسم و رسمی به برکت جمهوری اسلامی به هم زده و ثروتی را هم به جیب ،به اسم قانون! گریبانش را گرفته ودارد خفه اش می کند،.گریبان خائنین امروزی که مملکت را به اسم اسلام ؛عارشان میاید بخوانند ؛ چرا ؟! چون همه آن داریی هایی هویتی و شخصیتی و چه بسا سوء استفاده مالی به اسم فرهنگ و هنرکه به اسم اسلام به غارت بردید، قرار است مصادره شود وبه ملت باز گردد. که اینجاست دست گدایی به سمت اجانب دراز کردید تا شاید فرجی حاصل شود.
سرسپرده گی همه جوره اش را دیده بودیم الا گدایی،که آنهم به برکت شما مشهود شد. آن طور که شما از مال و اموالتان حرف می زنید این سوال دوم در ذهن هر خواننده ای ایجاد می شود اموال و داریی مشروعه تان اگر چیزی به اسم حلال سرتان می شود ،مگر چقدر هست که ازتاراج رفتنش همچون زنان به عسر وحرج افتاده درهرنوشته ای از آن یاد می کنید ؟
ملت اعم از آن کارگر فصلی تا آن دانشمند هسته ای نه گوشی برای شنیدن حرفهای شما دارند و نه وقتی که بخواهند آن را برای امثالهم شما صرف کنند .چون یک حقیقت برای ملت به طور واضح و روشن مشخص شد،کسانی که خائن به اسلام و انقلاب و مملکت هستند، نهایتا در این اواخر بصورت دملی چرکین در سال 88 بدست مردم جراحی شدند
و حال کشور علاوه بر سپری کردن دوران نقاهت برای جهشی عظیم دربه ثمر رسیدن جهانی شدن اسلام آنهم درعرصه علم و فناوری گام برداشته وجوانانی که به بركت اسلام توانستهاند كارهاى بزرگى در عرصهى علم انجام بدهند که نمونه آن را درغنىسازى اورانيوم ، وتولید و پروررش سلولهاى بنيادى و در صنعت هوا و فضا و ... که اگر قرار بر این باشد همه این دستاورهای علمی در این نامه گنجانده شد به اندازه بیست و سه سال عمر باید برای خواندنش صرف کنید ،را این هوچی گریها و هیاهوهای پر از وهم جایی ندارد و نخواهد داشت.
ازاینکه این سالها تحت لوای بزرگ امپریالیسم ایرانی ، که روزی نقاد وی بودید و اگر دست در هر سوراخی می گذاشت با دندانهای شما مواجه می شد ،به جایگاهی رسیدید و حال هم میخواهید به همین رویه را ادامه دهید اما با روی ترش همین آقا روبرو شدید تا جاییکه حتی شما را به اندازه پرز پیرجامه اش اگر داشته باشد به حساب نمی آورد .
البته نباید هم تعجب کرد که بیایید و دست به مرده شوری بزنید که چرا درآن چند سال بی عرضگی خاتمی وگشادی مجلس ششم لا اقل یکی از کرسی های مجلس به اسم شما ثبت نشد
حال که سلامتان را نثار کسانی کردید که برایتان فرقی نمی کند آن دسته بهایی باشد یا وهابی ، یهودی باشد یا شیطان پرست ، اصلا تروریست باشد یامتجاوز، عیاشی و شراب خواری را در حد اعلا گذرانده باشد یا ابتذال را در غالب شرافت علمی و فرهنگی به خورد مردم بدهد ،دزد و قاچاقچی جنگ طلب باشد و کرور کرور جوان مردم را به کشتن بدهد یا مثل آقازده ها پول ملت را به جیب بزند وفرار کند آنهم به کوچه پس کوچه های مه الود لندن تا دنبال میخ طویله ای که با آن به دیواراین مملکت بکوبد اما نفهمید این دیوار از جنس آهن است نه از خشت و گل باغ پسته پدر و ...!
یا گروهکها و همه آنهایی که نمی خواهند سر اسلام به تن این نظام باشد و هر روزه باتوسل به ایادی بیگانه میخواهند ضربه هایی بر پیکره این اسلام وارد کنند اما نخواهند توانست چرا که نه تنها جوانان مسلمان ایران بلکه تمامی جوانان بیدار و مسلمان جهان همانهایی که هیبتشان لرزه بر دل دشمن می اندازد ،غيرت و همیت دینی شان اجازه نخواهد که کسی بخواهد دست برسر اسلام بلند کند.
این سوال مطرح است آیا شمایی که ایرانیت را بر اسلامیت ترجیح میدهید و تنها شاخص و ملاکتان ایرانی بودن است نه اسلامی بودن ، گرچه ایرانی بودن را هم در عامل غرب شدن و زیر بار غرب رفتن میدانید برای جذب شبکه بهائیت و ضد انقلاب دست به نوعی جلب توجه متهوعانه که خود را اولین ظالم درحق آنها دانسته، عذر خطا و پوزش آنهم در حد مرگ موشی، زدید،وتا بحال اینهمه گلوی خود را بخاطربوقهایشان پاره کردید ، توانستید نفوذی در دستگاهشان داشته ویا اعتباری در شبکه بهائیت کسب کنید؟
نقدی بر نامه نوزدهم نوری زاد به مقام معظم رهبری

کسی که تا دیروز
تمام حیثیت و اعتبار خود را از صدقه سری ژست های انقلابی و ولایتمدارانه در
کنار همان کسانی که به اسم دزد در هر لباسی می خواند!
کسب و بودجه های میلیاردی برای پرچم های قلعه کاوه که همه اش به سه میلیون
نرسید، دریافت کرد. و برایش هم مهم نبود که فیلم های بی سرو ته سینمایی و
طرح سریالهای سخیف با پول بیت المال رانت محسوب می شود ، حالدست پیش گرفته
تا پس نیفتد و کسی هم نداند که در حوزه فرهنگی و هنری چه کلاهی بر سرملت
گذاشته است .همین آقایی که همرزمان فتنه امروز ؛ همسران شهدای دیروزند و آن
را حر زمان می خوانند !که باید گفت حر رانت خواری، حردریوزگی و حر خیانت
کار!
جناب نوری زاد حق دارند ازاین بابت همیشه نگران باشند چرا که کلاغ همیشه
از این می ترسد که نکند روزی صاحب مزرعه به سراغش بیاید و تمام آن همه
اموال دزدیده شده را ازاو پس بگیرد .حالا که کلاغ قصه ما دستش رو شده
،غارغارش حتی گوش هم پیمانانش را کر کرده تا جایی که اگر تا بحال چند سایت
منعکس کننده غارغارهایش بودند حالا به حداقل آنهم با اندک مختصری ازنامه
بسنده کرده و گوشهایشان را با پنبه گرفته اند.چطور می شود کسی که بیش از ده
سال بر علیه آنها در روزنامه و مجلات مقاله نوشت و آنها را به بی شرافتی و
بی انصافی و بی عدالتی محکوم کرد حال همین عده از آن حمایت کنند ؟!باید
گفت هم ازاین طرف افتادی هم از آن طرف جناب نوری زاد!
جان کلام اینکه !همه این ها بر میگردد به دوعامل ،کسی که دراوج رانت خواری
آنهم نه از محافل سیاسی و اقتصادی بلکه از حوزه هنری و فرهنگی ، دم و
دستگاهی بهم زد و چهل سرباز براه انداخت تا جیب تنگش را گشاد کند و بتواند
به آرزوی دیرینه خود شهرتی وصف نشدنی آنهم با فکر گروهکی و عقبه ی ذهنی ،
که سید مرتضی حتی تحمل دیدنش را نداشت و از آن متنفر بود ،برسد؛ که چه بسا
اصل این همه غار غار هم برمی گردد به این حسادت و نگاه تهی از منطق اش که
فکر می کند هر کسی حالا به هر بهانه ای خود را به رهبری نزدیک کند، چه از
باب دشمنی می تواند به معروفیت برسد و برایش فرقی نمی کند این مشهورشدن
ازنگاه خودی باشد یا ناخودی! فقط میخواهد مطرح باشد .
گرچه این را در بحث مقبولیت رهبری هم نفهمید ،وقتی که بعنوان جانشین خلف
صالح خمینی نه به واسطه یک جمع خاص یا گروهی که همانها هم نمی خواستند و
تعلل در انتخاب شخص رهبری ، بلکه به دستوراکید آن بنیانگذار، تا به امروز
نه در ایران بلکه درسطح جهانی تمامی تئوری پردازهای غرب وشرق ،حتی همین
کانون های فتنه و انحراف در داخل و خارج اذعان به این داشتند که نه تنها در
ایران بلکه مردم آزاده جهان منتظر اشاره ایشان هستند، از مادران پسر از
دست داده در فتنه ای که شما و امثالهم بازیگرش بودید .شمایی که مهد
دمکراسیتان مدل امریکایی از کارگزارانیها ، مشارکتیها، منافقین و سلطنت
طلبها و ....!! است.
دشمنانی که ایران برایشان مزرعه ای خوب و حاصلخیز و برای تصاحب این مزرعه زر خیز ،سی و سه سال است که نقشه جنگ ، کودتا،تحریم ، فتنه وانحراف می کشند؛ تا آن مصطفای جوانی که رسم مردانگی را در سر باختن برای مولایش نشان داد.
یا کسانی که
لیاقتشان را نه امروز بلکه درعصر آتش و خون به ایران و ایرانی برای حفظ خاک
این وطن ثابت کردند و حال هم برای برافراشته شدن پرچم لا الا اله الله بر
فراز بلندترین قله جهان خواب راحت را ازچشمان شیطان بزرگ و سگ دست آموزش
گرفته اند تا جایی که برای سرشان علنا در صحن مجالس لایحه تصویب کرده و
جایزه گذاشتند .مردانی که به اعتراف مستکبرین و جهانخواران ، خاورمیانه به
اشاره انگشت آنها می چرخد.
ودلیل دوم پول پرستی آنهم به قیمت رانت خواری و دزدی نه فقط از یک سازمان
بلکه از چند سازمان آنهم با شگردهای خاص که فقط مختص شما جناب نوری زاد
است. هنری که تنها از امثال شما برآمد که در دادن جنسی قلابی ید بیضایی
دارید.
کسی هم نمی دانست و
آن کسانی هم که میدانستند تا بحال حرفی نزدند چرا که اگر این قضیه گندش در
می آمد دیگر چیزی برای شما باقی نمی ماند.
دردی که جانتان را فرا گرفته وحتی به زاییدن ختم نمی شود بلکه فرزند خائنی
که قراربود مولود این درد باشد در نطفه خفه شده است و این داد و غش کردن
از بابت توهماتی است که به شما دست داده ، آنهم با دیدن فرزندان سالم نسل
انقلابی که چشم حضرت روح الله است ،که هر روزه شاهدش هستید.
فرزندانی که درکوران حوادث در مقابل درگیرهای مصنوعی درطلب خون عثمان با
انفجار وترور وایجاد بحرانهای کاذب سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی با حجم سنگین
تبلیغات درراستای هجوم بی امان به اصل نظام و اسلام که خمینی آن را از
اوجب واجبات خواند،جانشان را در کف دست گرفته و درفضای غبار آلود فتنه ها
"ومن نام لم ینم عنه" خوابشان نبرد و جایی که "یشتبه الحق علی اولیائه"
فریب نخوردند و شک نکردند.حال در این برهه از زمان ، فرزندانی که هر چه از
عمر این درخت می گذرد ،مقاوم تر شده ودر برابر هر چه اجنبی و اجنبی پرست
معامله و عقب نشینی در قاموسش معنی ندارد ؛
جناب نوری زاد و امثالهم سناریوی تکراری یک عده فریب خورده ،که برگرفته از طرح ضد اسلام و انقلاب است را دوباره مطرح می کند .تا بتواند به خیالی ستون و خمیه اصلی وحدت که از بطن مردم شکل گرفته را سست کند.که نخواهند توانست و نمی تواند، چرا که ملت در برابراینگونه اطوارها فقط یک سوال برایش پیش می آید که نوری زاد از جوابش نه تنها امتناع ، بلکه خود ملت را متهم به دزدی می کند
این است که جناب! ضد اسلام و انقلاب چه کاری صورت داده ،چه حرفی زده ، چه مالی آنهم از بیت المال خرج و چه طرحها و برنامه ها برای ضد فرهنگ این مملکت با شبکه های براندازی وجاسوسی غرب ریخته که اینگونه به دست و پا زدن می افتد و برای فرار ازاینهمه خیانتها آنهم فردا روزی که باید در دادگاه عدل الهی جوابگو باشد ،نه تنها همه آن کسانی که فقط سابقه شان اسلام است بلکه امام و رهبری را نشانه گرفت که شاید به خیالی قصورکارها ودریوزگی ها را به گردن آنها انداخته تا مشمول عفو شود ؟؟

جناب آقای خاوری... مدیر عامل محترم (اسبق) بانک ملی جمهوری اسلامی ایران
سلام علیکم
راستش
من نه اهل ورزشم و نه اهل سیاست و اقتصاد و این حرفا
اما
شنیدم که هم تو زمین فوتبال یه اتفاقاتی افتاده و هم تو سیستم بانکی کشور
... تو
هیاهوی این اتفاقات شباهتهائی و البته تفاوتهائی بین جنابعالی و آقای شیث رضائی
که احتمالآ معرف حضور هستند بیشتر نظرمو جلب کرد و سوالی بی جواب برام پیش اومد...
آقای
خاوری... در مورد اول افکار عومی جریحهدار شده. ولی در مورد دوم احتمالآ علاوه بر
افکار عمومی و بخاطر رابطه مستقیم پول با جیب، خیلی چیزهای دیگه!
البته
از این رو جنابعالی را مخاطب قرار دادم چون میدونم شما نسبت به آقای شیث در شرایط
به مراتب بهتری هستید و دور از مرزهای کشور و البته دور از حواشی و
هجمه
های تبلیغاتی... فرصت کافی برای پاسخگوئی به سوال بنده را دارید
آقای
خاوری من شما را دوست دارم...ولی چیزی که برای همگان روشنه و به قول دوستان اسنادش
هم موجوده...!! اینه که شما هردو در این قضایا (دست) داشتید!! و این اولین شباهت شماست و
تفاوت شما در اینه که جرم آقای شیث سه چهار روزه اثبات شد و حکمش صادر. ولی
جنابعالی (احتمالآ بخاطر وجود دستهای پشت پرده) هنوز نه!
آقای
شیث امروز نامهای منتشر کردند که در اون نامه به خاطر اتفاقات رخ داده در جریان
بازی عذرخواهی کرده و خواهان این شده که مردم و مسوولان او را ببخشند
و
در ادامه میافزاید: «شما شاهد بودید که در صحنه اول تقصیری نداشتم و شروع کننده
نبودم. در مورد دوم نیز هرچند چیزی از شوخیهای من قابل رؤیت نیست اما میپذیرم که
به دلیل پخش زنده لازم بود هنجارهای اجتماعی را رعایت میکردیم ولی بیمبالاتی کردیم
و حالا پشیمانم
یکی
دیگه از شباهتهای شما همینه که آقای شیث و احتمالآ جنابعالی عقیده دارید شروع کننده
نبودید!! که از شانس آقای شیث صحنههای ایشون پخش مستقیم بود امکان سانسور وجود
نداشت و همه دستها شناسائی شدند. ولی (صحنه) های شما پشت صحنه اتفاق افتاده ویا
احتمالآ اتفاقات پشت درهای بسته بوقوع پیوسته!!
حالا
با این اوصاف و سفر غیر منتظره جنابعالی به دیار کفار و امتناع از بازگشت و
پاسخگوئی، این استدلال که جنابعالی (تمام قد) در قضایا حضور فعال داشتید قوت بیشری
گرفته...
شاید
شنیده باشید که آقای شیث ۳۰۰ میلیون تومان فقط بخاطر حرکت ناشایستش از سوی
باشگاه پرسپولیس جریمه و البته از تیم هم اخراج شد!
با
یه حساب دودوتا چهارتا... اگر ۳ هزار میلیارد تومان را تقسیم بر ۳۰۰ میلیون جریمه
آقای شیث کنیم... عددی معادل رقم ۱۰،۰۰۰ بدست می آید.
یعنی
۱۰،۰۰۰برابر بیشتر!!!!!!
سوال
بی جواب من اینه که در زمانی که شما در سیستم بانکی این مملکت (دست)
داشتید
مگه با نظام بانکی مملکت چیکار کردین که اینقدرگرون پاتون افتاده؟؟
این روزها بعد از حدود صد و خورده ای روز (به قول خودشان )سکوت مشایی آنهم سکوت الهام بخش وحدت !!!! دفتر رئیس جمهور ! ببخشید دفتر مشایی کتاب سخنان گوهر بار ! و ابهام آور جناب قطب دایره دولت، حضرت اسفندیار خان رحیم مشایی (ابن کوروش) را منتشر کرد! سلسله جلیله ابن کوروش دیدند که کاهن اعظم جریان انحرافی زبان در کام فرو بسته و افاضات پرت نمی کند دست به کاری زد کارستان ،آنهم خلق یک اثر ماندگار تاریخی به قیمت حراج سر سرباز هخامنشی!
شما فکر می کنید این مشایی و دار و دسته جریان مشاییه چه فکری دارند؟
هدف اول که بسیار مهم هم است این است که فرهنگ کتاب خوانی را رواج بیشتری می دهند!!!
هدف دوم این است که دفتر مشایی نشان دهد بودجه بیت المال را صرف کارهای بیهوده مثل کمک به خانه سینما و یا کمک به بازیگران مشهوره و خوشگله نمی کنند! این خودش جای تقدیر و تشکر دارد! چرا که جنابان دفتر مشایی آمده اند بودجه زبان خیلی بسته بیت المال را صرف کارهای خدا پسندانه و همین طور داریوش پسندانه می کنند!!!!
هدف سوم این است که مردم و بخصوص طرفداران احمدی نژاد با جملات قصار اسفندیار رحیم مشایی به خوبی خوب آشنا می شوند و می فهمند که مثلا مشایی در چه زمانی و چه مکانی جمله بسیار پر معنی دوستی با مردم اسرائیل را به زبان آورده است!
هدف چهارم طریقه دوست یابی ! لطفا فکر های بد نکنید ! منظورم طریقه ی همکار یابی در نهاد ریاست جمهوری و همچنین طریقه ی نگه داشتن دوست با مقام بلند مثل ریاست جمهوری را یاد می گیرند!
هدف پنجم که خیلی هم مهم است و جای تشکر دارد این است که مردم می فهمند که از ولی فقیه چند روز با تاخیر عمل کنند!
هدف ششم این است که مشایی به مردم با سخنان گوهربارش گوشزد می کند که درباره فتنه 88 هیچ اظهار نظری نکنند تا دوستی ها و درآینده همکاری ها با فتنه گران محترم بهم نخورد !
هدف هفتم این است که بگویند بابا اگر سخنان مشایی بی خود بود ما با خودش کردیم و برای مهم جلوه دادن سخنان مشایی کتاب چاپ کردیم!
هدف هشتم این است که به تعداد کار های در آستانه انتخابات برای مشایی افزوده شود!
هدف نهم این است که حرص مخالفنش را در بیاورد!(طرح لج درآر دفتر محترم ریاست جمهوری)
هدف دهم که خیلی مهم است این است که بگوید وزارت ارشادی وجود ندارد!
نکته انحرافی :
مرکز اسناد انقلاب اسلامی مواضع علی اکبر هاشمی رفسنجانی را به صورت کتاب منتشر کرد!
همین....
شما چی فکر می کنید؟
ثروت شخصی ملکه انگلیس هرگز محاسبه نشده است اما آخرین بار به جز زمینها بیش از ۴۵۰ میلیون دلار امریکا تخمین زده شد. نکتهی جالبتر اینکه او با دارا بودن مالکیت قانونی نزدیک به ۱۳۳،۳۸۶،۸۵۸ کیلومترمربع، یعنی یک ششم کل مساحت خشکیهای کره زمین، بزرگترین ملاک جهان محسوب میشود اما نکتهای که مهم است اینکه تا به حال خبری در مورد کمک ولو به مردم محروم سومالی نخواندهایم!...
- معاون فرهنگی بسیج اساتید کشور با اشاره به چالشهای رسانهای خانوادهها در عصر مدرن گفت: در حال حاضر وجود 36 میلیون سایت غيراخلاقي تهدیدی جدی برای جوانان است
- تحقیقات «ارتش سایبری سپاه پاسداران» نشان میدهد کاربران اینترنت در تهران در روز عاشورا از نظر مراجعه به سایتهای «غیراخلاقی» در میان ۱۸۲ کشور جهان در رتبه نخست قرار گرفتهاند.
- درپي ابلاغ ممنوعيت برگزاري نماز عيد فطر اهل سنت در تهران، نمايندگان اهل سنت مجلس طي نامهاي خطاب به محمود احمدی نژاد، از وي خواستند در اين زمينه دستورات لازم را خطاب به استاندار و مسئولين استان تهران صادر نمايد
- ﻓﺮﻣﺎﻧﺪﺍﺭ ﺷﻬﺮﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﺑﻞ ﺍﺯ ﻓﻮﺕ ﻳﻚ ﻧﻔﺮ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺟﺎﺭﻱ ﺷﺪﻥ ﺳﻴﻞ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺷﻬﺮ ﺧﺒﺮﺩﺍﺩ. ﻳﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﻓﺸﺎﺭﻣﻘﺪﻡ ﺑﺎ ﺍﻋﻼﻡ این ﺧﺒﺮ ﺍﻓﺰﻭﺩ: ﺷﺐ ﻳﻜﺸﻨﺒﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﺑﺎﺭﻧﺪﮔﻲ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯﻫﺎﻱ ﺍﺧﻴﺮ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ «ﺳﺠﺎﺩﺭﻭﺩ» ﺑﻨﺪﭘﻲ ﺷﺮﻗﻲ ﻓﻴﺮﻭﺯﺟﺎﻩ ﻃﻐﻴﺎﻥ ﮐﺮﺩ ﻛﻪ ﺑﻪﺩﻧﺒﺎﻝ ﺁﻥ ﻓﺮﺩﻱ ﺑﻪﻧﺎﻡ ﺭﺣﻴﻢ ﺩﺭ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﺳﻤﺎﮐﻮﺵ ﻣﺤﻠﻪ ﻓﻴﺮﻭﺯﺟﺎﻩ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻋﺒﻮﺭ ﺍﺯ ﺭﻭﺩﺧﺎﻧﻪ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺳﻴﻞ ﺷﺪ ﻭ ﺟﺴﺪ ﻣﻔﻘﻮﺩ ﺷﺪﻩ ﻭﻱ ﺗﻮﺳﻂ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺍﻣﺪﺍﺩﻱ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﻱ «ﺳﺮﺟﻲ ﮐﻼ» ﭘﻴﺪﺍ ﺷﺪ.
- خبرگزاری ایسنا گزارش کرد «ارزش بازار چادر مشکی در ایران چندان مشخص نیست، اما برآوردها نشان میدهد که از بابت واردات پارچه چادر مشکی به کشور٬ سالانه چیزی در حدود نیم میلیارد دلار سود به جیب وارد کنندگان این کالا میرود.»
- سایت «تعامل نیوز» از اخراج ۴۳ خبرنگار «اصولگرا» از روزنامه ایران (سایت جریان انحرافی دولت)در چند ماه گذشته خبر داد.
- یک هفته بعد از انتشار خبر اختلاس در استانداری تهران ، اینک خبر اختلاس در بانک صادرات ایران تایید شده است. اختلاسی به مبلغ سه هزار میلیارد تومان که به این ترتیب نام بزرگترین اختلاس بانکداری ایران لقب گرفته است.
- با مرگ جان مک ليس، عضو نيروهای مخصوص هوابرد ارتش بريتانيا ( اس-ای-اس)، و فرمانده عمليات حمله سال ۱۹۸۰ به سفارت ايران در لندن و آزاد سازی ۲۶ گروگان، فصل ديگری از اين رويداد جنجالی، که به خبر ساز ترين موضوع روز دنيا تبديل شده بود، بسته شد. قريب به ۳۱ سال بعد از وقوع رويداد ياد شده ، فيلم انفجار طبقه دوم سفارت ايران توسط مک ليس، و هجوم سريع کماندو ها به داخل ساختمان، همچنان به عنوان يک واقعه تاريخی بزرگ و به ياد ماندنی از شبکه های تلويزيونی جهان پخش ميشود.
- گزارشهاي جديد حاكي است كه روزانه يك ميليون نفر به كاربران شبكه اجتماعي گوگلپلاس اضافه ميشود و هند پس از آمريكا دومين كشور از لحاظ شمار كاربران گوگلپلاس است.
- برخی از رسانه از ملاقات بدون کفش و جوراب امیر قطر با محمود احمدینژاد انتقاد کردند.این رسانهها با انتشار تصاویر دیگری از ملاقاتهای دیپلماتیک امیر قطر این پرسش را مطرح کردهاند که چرا وی «این مدها را جلوی میزبانان غربی در نمیآورد.»
سومالی
کشوری در دل دره های دور از دسترس فلاکت،مکانی که در آن یأس و نومیدی همبازی همیشگی کودکانش و شرم و خجلت رفیق روز وشب پدرانی است که روزگار، لقمه ای نان و جرعه را از آنان دریغ کرده تا همچنان نگاهی سرد و آهی جانسوز، سوغاتی همه روزه باشد، برای کودکانی که حتی نای خواستن هم ندارند
اینجا سومالی است، جایی برای تمرین مرگ،خیابانهایی برای رها کردن طفلانی شیرخوار که از پستان های خالی مادرانشان،چیزی جز بی تابی و عطش، نصیب جگر سوخته و لب خشکیده شان نمی شود
اینجا سومالی است، چیزی شبیه برزخ ، جایی برای نماندن و مکانی برای ندیدن برای تو خواهم نوشت، ای سرزمین شلاق های سرما وتازیانه های قحطی وگرسنگی!برای تو خواهم نوشت که سرنوشت دخترکانت، تیره تر از پوست چروکیده دستان معصومشان و پاشنه های ترک خورده پاهای خسته شان، سالم تر از شرحه ی دل های رنج دیده و درد کشیده شان است. برای تو خواهم نوشت، ای سرزمین کودکان بیمار و پدران خجل!شاید کلامی از این نوشته ام و سطری از این شطحیات دردم ، دلی را به نجوا آرد و دعایی جاری از زبان روزه داری اهل ایمان ، دری از رحمت لایزال آن خوب مطلق را به سرزمین فقر ودرد و رنجگشاید!!
یادمان نرفته بغض های مولایمان در خطبه های نماز فطر سال گذشته ؛امسال نیز شادی فطرمان را با کودکان بیمار و گرسنه سومالی تقسیم خواهیم کرد.
تو گویی خدا خواسته تا گرسنگی و تشنگی امسال در ماه مبارک رمضان با قحطی کشور سومالی همراه باشد تا شاید آزمونی سترگ برای ما باشد
امتحان خداوند براي آن است كه صلاحيت باطني انسان از نظر استحقاق ثواب و عقاب به منصه ظهور برسد، چنانكه امام علي (ع) فرمود: «خداوند پرده از حقايق آفرينش بر ميدارد، نه اينكه آنچه را از اسرار مخفي و انديشههاي دروني كه پنهان نمودهاند، نميداند بلكه آنها را ميآزمايد كه كدام نيكوكارترند تا پاداش و كيفر در برابر عمل قرار گيرد.»
وَ لِيَبْتليَ اللّهُ ما في صُدرِوكم وَ لِيُمَحِّصَ ما في قُلُوبِكُم و اللّهُ عليمٌ بِذاتِ الصُّدورِ(... و تا خداوند آنچه را كه در سينههاي شماست بيازمايد و آنچه در دلهاي شماست، مصفا سازد و خداوند از آنچه كه در سينهها است آگاه است)(آل عمران / 154)
دانلود مستند کوتاه "فطری دیگر در راه است"
حجم :4 مگابایت
روی صحبتم با توست .
با تویی که پنداشته ای دانشگاه با تدفین لاله های بی سر و پلاک های بی نشان شبیه به گورستان می شود و ندانستی که این پلاک های بی سر، زمانی نشانی داشتند و ستاره ای بودند بر تارک دانشگاه عشق.
چند روز پیش وقتی متن بیانیه دانشجویان 26 واحد دانشگاه آزاد را می خواندم باورم نمی شد که دانشجویی که قرار است افسر ما در خط مقدم جنگ نرم محسوب شود ،حال شده ملجاء افکار لیبرالیستی غرب ، البته می دانم که نباید تعمیم داد، اما اندکش برای ما بسیار است
می خواهم بدانم معطر کردن فضای دانشگاه به عطر شهید ،باعث شرمندگی و افتخار ورزیدن به آن، اوج وقاحت و عقب ماندگی است؟ یا طرح تفکیک جنسیتی در دانشگاه زاییده افکار پوسیده و طالبانی است؟یا طرح عفاف و حجاب و رعایت شرع در دانشگاه شده است افکار قرون وسطایی؟ الفاظ و القابی که تکرر بیانش هم باعث شرمنده گی می شود
همنوا با جریان باصطلاح انحرافی امروز، نوشتید که نمی گذاریم به دختران دانشجو نوع خاصي از پوشش تحميل شود. شما چه فکر کردید؟ بگذارید با قطعه ای از وصیتنامه شهید احمدی (رتبه اول کنکور در سال 64) از شما بپرسم چه کسی می تواند این معادله را حل کند ؟چه کسی می داند فرود یک خمپاره قلب چند نفر را می درد؟ چه کسی می داند جنگ یعنی سوختن ،یعنی آتش، یعنی گریز به هرجا، که اینجا نباشد،یعنی اضطراب که کودکم کجاست؟ جوانم چه می کند و سرنوشت دخترم چه شد؟ به راستی کجای این سوالها و جوابها قرار دارید؟کدام دختر دانشجویی که حتی حوصله ندارد عکس های جنگ را ببیند و اخبار آن را بشنود ، از قصه دختران معصوم سوسنگرد با خبراست؟ آن مظاهر شرم و حیا را چه کسی یاد میکند؟ که بی شرمان زنده زنده به رسم اجدادشان به گور سپرده اند کدام پسر دانشجویی می داند هویزه کجاست؟ چه کسی در هویزه جنگید؟کشته شده و در آنجا دفن گردیده؟ چه کسی است که معنی این جمله را درک کند،نبرد تن و تانک؟! اصلا چه کسی می داند تانک چیست؟ چگونه سر 120 دانشجوی مبارز و مظلوم زیر شنی های تانک له می شود؟آیا می توانید این مسئله را حل کنید؟گلوله ای از لوله دوشکا با سرعت اولیه خود از فاصله هزار متری شلیک می شود و در مقصد به حلقومی اصابت نموده و آن را سوراخ کرده و گذر می کند حالا معلوم نمایید سر کجا افتاده است ؟کدام گریبان پاره می شود؟کدام کودک در انزوا و خلوت اشک می ریزد؟ و کدام وکدام ...؟توانستید؟اگر نمی توانید، این مسئله را با کمی دقت بیشتر حل کنید؛ هواپیمایی با 1/5 برابر سرعت صوت از ارتفاع 10 متری سطح زمین ،ماشین لندکروزی را که با سرعت در جاده مهران –دهلران حرکت می نماید ،مورد اصابت موشک قرار میدهد ،اگر از مقاومت هوا صرف نظر کنید، کدام تن می سوزد؟ کدام سر می پرد؟ چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟ چگونه باید آن ها را غسل داد؟ چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم ؟چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم ؟ چگونه می توانیم درها را به روی خود بببندیم و چون موش در انبار کلمات کتاب لانه بگیریم ؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟ به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟ از خیال،از کتاب،از لقب شامخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت در کیفت می گذارد؟ کدام اضطراب جانت را می خورد؟ دیر رسیدن به اتوبوس ؟ دیر رسیدن سر کلاس،نمره گرفتن؟ دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک،به ماشین،به قبولی در فوق دکترا؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن ،پرستو شدن
پسرک دانشجو ،به تو چه مربوط است که خانواده ای در همسایگی تو داغدار شده است،جوانی به خاک افتاده است
ای دخترک دانشجو ، به تو چه مربوط است که دختران سوسنگرد را به اشک نشانده اند و آنان را زنده به گور کرده اند ،هیچ می دانستی؟ حتما نه!... هیچ آیا آنجا که کارون ،دجله و فرات به هم گره می خورند به دنبال آب گشته ای تا اندک زبان خشکیده کودکی را تر کنی،و آنگاه که قطره ای نیافتی با امیدهای فراوان به بالین آن کودک رفتی تا سیرابش کنی اما دیدی که کودک دیگر آب نمی خورد!!اما تو اگر قاسم نیستی ،اگر علی اکبر نیستی،اگر جعفر و عبدالله نیستی،لااقل حرمله مباش ! که خدا هدیه حسین را پذیرفت و خون علی اکبر و علی اصغر را به زمین پس نداد ، من نمی دانم که فردای قیامت این خون با حرمله چه خواهد کرد...
برادر دانشجو بیدار باش ...سلام بر لحظههایی که تو را آوردند!
سلام بر لبهای رسول اللّه که میلاد تو را به درگاه پروردگار، سبحه گفت و نام یگانهات را از دست جبرئیل گرفت و در گوش عصمتت زمزمه کرد!
سلام بر لبخند سرافراز علی علیهالسلام ، که در طلوع تو اتفاق افتاد!
سلام بر تو، امامتِ فردای پس از علی!
سلام بر تو، شباهتِ بیشائبه محمدی!
سلام بر اقیانوس کرامت و سخاوتی که از دامان «کوثر» و «ابوتراب» برخاست.
تا خدا هست و خدایی می کند، مجتبی مشکل گشایی می کند

علی عبدالله صالح با اگزوز موتور، حسنی مبارک با دم شتر، دیوید کامرون با سم اسب، پلیس لندن با شیهه شلاق، زوزه روباه پیر، با قلاده، با چند راس اسب، با هینده، پتیکو پتیکو پتیکو بر سینه دانشجویان انگلیسی! با وحشت! با ماشین آب پاش! با تفنگ گلوله پاش! پلیس ضدشورش با سگ هار، اوباما با سیلی بدون پشتوانه، قابیل با بیل، زنبیل با شنود، ملک عبدالله با نفت، گوساله سامری با تلمود، بزغاله های اسرائیل با تحریف، نمرود با آتش، سارکوزی با سانسور، آل خلیفه با آلت قتاله، قذافی با قتل، بن علی با تانک، و نتانیاهو با صحنه جرم، ساکت می کنند مردمان شان را....

چند روز است که در گیری های پلیس انگلیس با مردم ،که به بدترین شکل سرکوب می شوند، شده بحث اول محافل و رسانه های داخلی و خارجی ،داشتم فکر می کردم که مگر می شود کشوری که ادعای آزادی آن هم از همه جورش را دارد (حتی آزادی ازدواج همجنس بازان )میتواند آبستن اینگونه حوادث باشد؟ کشوری که به ادعای خودش بیشترین کانون فعال حقوق بشر جهان را دارد
حوادث اخیر لندن نا خوآگاه آدمی را به یاد فتنه سال 88 می اندازد شاید قرابت این دوحادثه دلیلش نقش مقامات و رسانه های انگلیسی مثل BBC در شکل دهی و هدایت حوادث بعد از انتخابات در ایران باشد و آن عده ای که زمانی نه چندان دور به اصطلاح لیدرهای فرهنگی ،سیاسی و هنری این مرز و بوم محسوب می شدند که یکباره پوستین میش را از تن درآوردند و شدند میهمان لحظه به لحظه اپوزیسیون های ضد انقلاب ،و برای اینکه خوش خدمتی به اربابان انگلیسی و آمریکایی خود نشان دهند و غلام حلقه به گوشی خود را به اثبات برسانند کمربند های کینه را محکم بسته و هر چه توان داشتند بر ضد ارزشها و باورهای دینی به زبان راندندو به زیر چکمه ها کشاندند و سخنگوی بی جیره و مواجب و آتش بیار معرکه نفاق آنها شدند
آنهایی که با چراغ حقوق بشر به دست ،به ادعای خودشان در تاریکی اوضاع ایران ،راه را به مردم نشان می دادند و شدند خضر راه ملت ایران.
آنهایی که قلم می زدند و به خیال خود با قلم ،داستان فتنه ایران را می ساختند و اغتشاشگران دیروز ایران را معترض آزادی خواه و مردمی خداجوی و معترضین امروز لندن را تبهکاران اغتشاش طلب می خوانند ،خبرنگاران و مفسران آزاد اندیشی که آزادی بیان را در ایران سراب تفسیر می کردند، حال چه شده است که چندی است قلمهاشان همچون قدم هاشان توان حرکت ندارد؟
آنهایی که خود را صدای خس و خاشاک مردم معترض می خواندند و در مخیله خود هزیان می بافتند و حنجره ای که سالها همنوای سفره های افطاری مردم بود و بغض مردم را آواز می کرد و اکنون همنشین و همنوای دجاله ها و آوازه خوان ها...
حال بروند و در کوچه پس کوچه های لندن و دیگر شهرهای انگلیس قدم بزنند و اوج حقوق بشر را آنجا پیدا کنند،حنجره شان را اکنون صرف آنهایی کنند که چندی قبل زبان آتشین و تصنیف خوان بزمشان بودند
یا شایدم باور کردند مرگ خوب است ولی فقط برای همسایه!!!!
و یا شایدم برگ های زرین کارنامه دولتمردان و رسانه های انگلیسی با سیاست تفرقه بنداز و حکومت کن را به فراموشی سپردند،یادمان نرفته گستاخی کسانی مثل وزیر خارجه انگلیس "دیوید میلی بند"با راه اندازی وبلاگی در مورد ایران به تحریک آشکار اغتشاشگران ایران می پرداخت
آقایان یادتان رفته؟ ،توقیف بیش از یک میلیارد و ششصد هزار دلاری دارایی ایران در همان روزهای آشوب به بهانه های واهی یا راه اندازی بخش فارسی BBC وکانون فکر و مامن سران فتنه و ضد انقلاب برای هدایت اغتشاش در ایران ،حتی شرکت دیپلمات های انگلیسی در اعتراضات آشوبگران در خیابان های تهران ،(در جریان انتخابات لبنان ،پنج هواپیمای بزرگ "چاتر" وظیفه انتقال لبنانی های مقیم انگلیس را به بیروت جهت شرکت در انتخابات از طرف دولت انگلیس بر عهده داشت )و در ایران ،سه هفته مانده بود به انتخابات ،دولت انگلیس همین روند را به خیال خودش با هدف بسیج کردن کسانی که به عنوان اعضای اتاق فکر این توانایی را دارند که در روند انتخابات روی مردم موثر باشند در پیش گرفت (زهی خیال باطل)
آقایان ،گذشته تنها خاطره نیست